|
عشق و نفرت | ||
|
۷ ﺑﺎﺭ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻫﻢ بگو “ﭼﺴﺐ , ﭼﯿﭙﺲ , ﺳﺲ؟” حالا سوتی هایی که دادی روتو قسمت نظرات بفرست حال کنیم ! طبقه بندی: فقط برای خنده، برچسب ها: سوتی، سوژه، سو، سوژه خنده، [ پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 ] [ 01:59 ب.ظ ] [ صادق جاویدان ]
تا حالا دقت کردین وقتی خودکارت قطع میشه یه جا دیگه تستش میکنی مینویسه ، ولی دوباره جای قبلیش میخوای بنویسی نمینویسه ! . . تا حالا دقت کردین اگه بخوای 10 تومن از عابر بانک بگیری ، 60 نفر تو صف با حقارت نگات میکنن !!! . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . تا حالا دقت کردین وقتی خودکارت قطع میشه یه جا دیگه تستش میکنی مینویسه ، ولی دوباره جای قبلیش میخوای بنویسی نمینویسه ! . . تا حالا دقت کردین اگه بخوای 10 تومن از عابر بانک بگیری ، 60 نفر تو صف با حقارت نگات میکنن !!! . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . تا حالا دقت کردین وقتی توی یه جمعی یکی میگه اون تلویزینو کمش کن ،یکی دیگه از اونور میگه اصن خاموشش کن . . . ! . . تا حالا دقت کردین وقتی واسه دل خودت موهاتو درست میکنی چقدر خوشگل میشه ولی وقتی میخوای بری مهمونی یا عروسی بعد از 3 ساعت کلنجار رفتن شبیه خربزه میشی؟ . . تا حالا دقت کردین یکى از سرگرمى هاى خاص مردم ایران اینه که :وقتى از مطب دکتر میان بیرون،حساب کنن ببین این دکتره روزى چقد درآمد داره …. . . . . . . . تاحالا دقت کردین همیشه کلی اس ام اس عاشقانه تو همه جا میبینی و میخونی ولی موقعی که می خوای واس نامزدت اس ام اس بدی میمونی چی بفرستی ؟! . . تا حالا دقت کردین ﺷﯿﺮﯾﻦﺗﺮﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﺧﻮﺍﺏ ﺍﻭﻥ 5 ﺩﻗﯿﻘﻪﯼ . . تا حالادقت کردین وقتی داری درس میخونی و به یه صفحه عکس دار میرسی چه حالی میکنی که اون صفحه نصفست…! . . تاحالا دقت کردین وقتی احساس میکنین گم شدین اول ضبط ماشین و کم میکنین! . . تا حالا دقت کردین تا آرایشگر روپوش و میندازه رومون دماغمون خارش میگیره؟! . . تا حالا دقت کردین وقتی سوهان میخوری 95%ش میره لای دندونات و فقط 5%ش نصیب معدت میشه؟!!! . . . . .دقت کردین همه مجری های صدا و سیما دوست دارن بیشتر در خدمت مهمان برنامه باشن اما وقت برنامه این اجازه رو بهشون نمیده ؟ . . دقت کردید همه سیگاریها یه پیرمرد 85 ساله میشناسن که روزی دو پاکت سیگار میکشه و از همه سالم تره ؟! . .تا حالا به این فکر کردین ؟ . . طبقه بندی: فقط برای خنده، برچسب ها: تاحالا دقت کردین، تاحالا دقت کردین91، تاحالا دقت کردین اردیبهشت، تاحالا دقت کردین جدید، خنده دار، شادی، متوجه شدید؟، [ پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 ] [ 01:15 ب.ظ ] [ صادق جاویدان ]
به سلامتی دختری که تو سرمای زمستون گرمای دست دوست پسرشو به گرمای بخاری ماشین بچه پولدار نمیفروشه طبقه بندی: عاشقانه ها، برچسب ها: سلامتی، دخترک، [ سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 ] [ 12:09 ب.ظ ] [ صادق جاویدان ]
زندگی شهد گلی است که زنبور زمانه می مکدش انچه می ماند عسل خاطره ها ست طبقه بندی: عاشقانه ها، برچسب ها: زندگی، نازگل، سرنوشت، [ شنبه 23 اردیبهشت 1391 ] [ 04:55 ب.ظ ] [ صادق جاویدان ]
انسان ممکن است با یک نفر بیست سال زندگی کند طبقه بندی: عاشقانه ها، برچسب ها: غریبه، مصور، جدایی، [ شنبه 23 اردیبهشت 1391 ] [ 12:14 ب.ظ ] [ صادق جاویدان ]
عاشق شدن آسان است، اما ادامه آن هنر است
************************
********************* نمی توان جلوی پیری را گرفت، اما می توان روح جوانی داشت
******************* هر جا که باشی دوستانت دنیای توهستند
بالا رفتن سن حتمی است اما اینکه روح تو پیر شود بستگی به خودت دارد
******************** خنده کوتاهترین راه بین دوستان است
*********************** عمر سالهای گذشته نیست سالهایی است که از آن زندگی کردی
******************** عشق زندگی را نمی چرخاند اما انگیزه ای است برای زندگی
************************ وقتی جایی داری که بروی یعنی خانه داری ووقتی کسی را دوست داری یعنی خانواده داری
****************** بزرگترین لذت زندگی داشتن دوست صمیمی است
اگر از چیزی لذت بردی دیگران را شریک ساز
طبقه بندی: نکته های جالب انگیز، برچسب ها: تصویری، جملات تصویری، [ شنبه 23 اردیبهشت 1391 ] [ 11:44 ق.ظ ] [ صادق جاویدان ]
شما یادتون نمیاد، قدیما تلویزیون که کنترل نداشت، یکی مجبور بود پایین تلویزیون بخوابه با پاش کانالها رو عوض کنه شما یادتون نمیاد: تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد، خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم شما یادتون نمیاد، اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم، رو در مینوشتن: آمدیم منزل، تشریف نداشتید!!! شما یادتون نمیاد، اون موقعها مچ دستمون رو گاز می گرفتیم، بعد با خودکار بیک روی جای گازمون ساعت می کشیدیم .. مامانمون هم واسه دلخوشیمون ازمون می پرسید ساعت چنده، ذوق مرگ می شدیم شما یادتون نمیاد، وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم، الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم شما یادتون نمیاد، دوست داشتیم مبصر صف بشیم تا پای بچه ها رو سر صف جفت کنیم شما یادتون نمیاد، پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی، بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست، اونا یه درس از ما عقب تر باشن شما یادتون نمیاد تو دبستان وقتی مشقامونو ننوشته بودیم معلم که میومد بالا سرمون الکی تو کیفمونو می گشتیم میگفتیم خانوم دفترمونو جا گذاشتیم!! شما یادتون نمیاد، برگه های امتحانی بزرگی که سر برگشون آبی رنگ بود و بالای صفحه یه “برگه امتحان” گنده نوشته بودن شما یادتون نمیاد: “به نام الله پاسدار حرمت خون شهدا، شهدایی که با خون خود درخت اسلام را آبیاری کردند.” این مقدمه همه انشاهامون بود شما یادتون نمیاد اون روز هایی که هوا برفی و بارونی بود ناظم مدرسه میگف امروز صف شما یادتون نمیاد تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن آب بخوریم شما یادتون نمیاد ماه رمضون که میشد اگه کسی می گفت من روزه ام بهش میگفتیم: زبونتو در بیار ببینم راست میگی یا نه ! شما یادتون نمیاد آسیاب بشین میشینم ، آسیاب پاشو پامیشم ، آسیاب بچرخ میچرخم ، آسیاب پاشو ،پا نمیشم ؛ جوون ننه جون ، پا نمیشم ؛ … جونه قفل چمدون ، پامیشم …آسیاب تند ترش کن ، تندتر تندترش کن ! شما یادتون نمیاد موقع امتحان باید بین خودمون و نفر بغلی کیف میذاشتیم رو میز که تقلب نکنیم . شما یادتون نمیاد ؛ جمعه شبا سریال جنگجویان کوهستان رو ، فرداش همه تو مدرسه جوگیر بودیم . شما یادتون نمیاد که کانال های تلویزیون دو تا بیشتر نبود ، کانال یک و کانال دو ! شما یادتون نمیاد ، اون قایق ها رو که توش نفت میریختیم و با یه تیکه پنبه براش فتیله درست میکردیم و بعد روشنش میکردیم و میگذاشتیمش تو حوض . بعدش هم پت پت صدا میکرد و حرکت میکرد !!! شما یادتون نمیاد : انگشتر فیروزه ، خدا کنه بسوزه !! شما یادتون نمیاد اونجا که الان برج میلاد ساختن ، جمعه ها موتورهای کراس میومدن تمرین و نمایش . عشقمون این بود که بریم اونا رو ببینیم . راستی چی شدن اینا ؟ شما یادتون نمیاد ، اون قدیما هر روزی که ورزش داشتیم با لباس ورزشی می رفتیم مدرسه … احساس پادشاهی می کردیم که ما امروز ورزش داریم ، دلتون بسوزه ! شما یادتون نمیاد ، این چیه این چی چیه ؟ کفش نهرین بچه ها , شما هم میخواین ؟ بـــــله … شما یادتون نمیاد ، گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشی می کشیدیم . بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن ! شما یادتون نمیاد چرخ فلکی که چرخو فلکش رو میاورد ۴ تا جا بیشتر نداشت و با دست میچرخوندش . شما یادتون نمیاد چکمه پلاستیکی که مامانا از کفش ملی میخریدند پامون میکردند شما یادتون نمیاد ، جنازه از ویدئو راحت تر جا به جا می شد ! شما یادتون نمیاد شیشه های همه خونه ها چسب ضربدری داشت ! شما یادتون نمیاد ، تا پلیس میدیدم صدای ضبط ماشین رو کم میکردیم ! شما یادتون نمیاد که چه حالی ازت گرفته می شد وقتی تعطیلات عید داشت تموم می شد و یادت می آمد پیک نوروزیت را با اون همه تکالیفی که معلمت بهت داده رو هنوز انجام ندادی واقعا که هنوزم وقتی یادم می یاد گریم می گیره ! شما یادتون نمیاد ، چقدر زجر آور بود شنیدن آهنگ مدرسه ها وا شده اونم صبح اول مهر ! شما یادتون نمیاد ، توی سریال در پناه تو وقتی بابای مریم سیلی آبداری زد به رامین چقدر خوشحال شدیم ! شما یادتون نمیاد ، سریال روزی روزگاری که پخش میشد تیکه کلام رایج بین مردم شده بود “ التماس نکن ” شما یادتون نمیاد ، تو بلفی و لیلیپیت … عمو دکتره همیشه مست بود ! دماغش همیشه قرمز بود و بطری مشـروبـش دستش ! شما یادتون نمیاد یک مدت از این مداد تراش رو میزی ها مد شده بود هرکی از اونا داشت خیلی با کلاس بود ! شما یادتون نمیاد ! روی فیلمای عروسی آهنگ یه حلقه طلایی معین رو می ذاشتن . شما یادتون نمیاد : قبل از شروع برنامه یه مجری میومد اولش شعر می خوند بعد هم برنامه ها رو پشت سر هم اعلام می کرد … آخرشم می گفت شما رو به دیدن برنامه ی فلان دعوت می کنم ! شما یادتون نمیاد ، تو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان نفر وسطی باید میرفت زیر میز ! شما یادتون نمیاد وقتی سریال مراد برقی شروع میشد پرنده تو خیابونها پر نمی زد . شما یادتون نمی یاد، آن مان نماران، توتو اسكاچی، آنی مانی ك.لا.چی! شما یادتون نمی یاد، با آب و مایع ظرفشویی كف درست می كردیم، تو لوله خالی خودكار فوت می كردیم تا حباب درست بشه! شما یادتون نمی یاد، انگشتر فیروزه، خدا كنه بسوزه! شما یادتون نمیاد مدیر مدرسه از مادرامون کادو می گرفت سر صف می داد به ما شما یادتون نمیاد تقلید کار میمونه…میمون جزو حیوونه !این جمله حرص درار ترین جمله بود تو اون زمان ! شما یادتون نمیاد پسرا شیرن مثه شمشیرن…دخترا موشن مثه خرگوشن ! شما یادتون نمیاد این بازیوپی پی پینوکیو پدر ژپتو، گُ گُ گُربه نره روباه مکار ! شما یادتون نمیاد هر وقت آقای نجار می رفت بیرون ووروجک خراب کاری می کرد شما یادتون نمیاد: بااااااا اجازه ی صابخونه (سر اکبر عبدی از دیوار میومد بالا) دختره اینجا نشسته گریه می کنه زاری میکنه از برای من یکی رو بزن!!یه نفر هم مینشست اون وسط توی دایره، الکی صدای گریه کردن درمیآورد شما یادتون نمیاد افسانه توشی شان رو!! شما یادتون نمیاد، برگه های امتحانی بزرگی که سر برگشون آبی رنگ بود و بالای صفحه یه "برگه امتحان" گنده نوشته بودن شما یادتون نمیاد: زندگی منشوری است در حرکت دوار ، منشوری که پرتو پرشکوه خلقت با رنگهای بدیع و دلفریبش آنرا دوست داشتنی، خیال انگیز و پرشور ساخته است. این مجموعه دریچه ایست به سوی..... (دیری دیری ریییییینگ) : داااااستانِ زندگی ی ی ی (تیتراژ سریال هانیکو) شما یادتون نمیاد: یک تکه ابر بودیم، بر سینه ی آسمان، یک ابر خسته ی سرد، یک ابر پر ز باران شما یادتون نمیاد، چیپس استقلال رو از همونایی که تو یه نایلون شفاف دراز بود و بالاش هم یه مقوا منگنه شده بود، چقدرم شور بود ولی خیلی حال میداد شما یادتون نمیاد، هر روز صبح که پا میشدیم بریم مدرسه ساعت 6:40 تا 7 صبح، رادیو برنامه "بچه های انقلاب" رو پخش میکرد و ما همزمان باهاش صبحانه میخوردیم شما یادتون نمیاد: به نام الله پاسدار حرمت خون شهدا، شهدایی که با خون خود درخت اسلام را آبیاری کردند. این مقدمه همه انشاهامون بود شما یادتون نمیاد، توی خاله بازی یه نوع کیک درست میکردیم به اینصورت که بیسکوییت رو توی کاسه خورد میکردیم و روش آب میریختیم، اییییی الان فکرشو میکنم خیلی مزخرف بود چه جوری میخوردیم ما :)))) شما یادتون نمیاد: انگشتر فیروزه، خدا کنه بسوزه ! شما یادتون نمیاد، قبل از برنامه کودک که ساعت پنج بعدازظهر شروع میشد، اول بیست دقیقه عکس یک گل رز بود با آهنگ باخ،،، بعد اسامی گمشدگان بود با عکساشون.. که وحشتی توی دلمون مینداخت که این بچها چه بلایی سرشون اومده؟؟ آخر برنامه هم نقاشیهای فرستاده شده بود که همّش رنگپریده بود و معلوم نبود چی کشیدند. تازه نقاشیها رو یک نفر با دست میگرفت جلوی دوربین، دستش هم هی میلرزید!! آخرش هم: تهران ولیعصر خیابان جام جم ساختمان تولید طبقه دوم، گروه کودک و نوجوان شما یادتون نمیاد، یه برنامه بود به اسم بچه هااااا مواظبببببب باشییییییددددد (مثلا صداش قرار بود طنین وحشتناکی داشته باشه! بعد همیشه یه بلاهایی که سر بچه ها اومده بود رو نشون میداد، من هنوز وحشت چرخ گوشت تو دلمه. یه گوله ی آتیش کارتونی هم بود که هی این طرف اون طرف میپرید و میگفت: شما یادتون نمیاد، اون موقعی که شلوار مکانیک مد شده بود و همه پسرا میپوشیدن "این پست با بقیه ی پست ها فرق میکنه,نظراتتون در مورده این پست مهمه" "پس نظر یادتون نره" آه...کــــه یـــــادش بخــــــیر طبقه بندی: فقط برای خنده، برچسب ها: شما یادتون نمیاد، خاطره، قدیمی، یادآوری، [ پنجشنبه 18 اسفند 1390 ] [ 01:03 ق.ظ ] [ صادق جاویدان ]
تا حالا دقت کردین وقتی می خوایم یقه لباس یا روی سینه رو نیگاه کنیم لب و لوچه آدم کج میشه !همین الان امتحان کن اگه باورت نمیشه ! تا حالا دقت کردین وقت رانندگی به محض اینکه احساس میکنیم راه رو گم کردیم، اول اون ضبط ماشین رو کم میکنیم؟؟ تا حالا دقت کردین هر وقت میخوای بری توالت اینترنت جذابتر میشه ؟؟ تا حالا دقت کردین شبای عروسی تا دهنت پر میشه دوربین میاد روت ! تا حالا دقت کردین وقتی با شلوارک یا زیر شلواری با ماشین از خونه میزدیم بیرون همون موقع ماشین یه جاش خراب میشد و . . . ! تا حالا دقت کردین بعد درسی که پاس کردی جزوه ها و کتاب های اون درس پاره کنی چه فازی میده ولی از همه با حال تر اونه که استادی که تا دیروز تا کمر خم میشدی محله سگ بهش ندی ! تا حالا دقت کردین کارت شارژیو که مغازه دار ۴۷۰۰ میخره و ما ۵۵۰۰ میخریم و ۴۹۰۰ شارژ میکنه بهش میگن ۵۰۰۰ تومنی!!! تاحالا دقت کردین هر موقع خونه خالیه و میخواین یه خلافی کنید یکی از آسمون نازل میشه تا گند بزنه به حالتون .؟!
تا حالا دقت کردین وقتی با کلی وسواس تو خرید یه لباس رو میخرین،۴ تا مغازه اونطرفتر یه لباس خیلی شیکتر به چشمتون میخوره…..آی اونجای آدم میسوزه…. دقت کردین خارجیا تو آسانسور همه رو به در آسانسور وایمیسن ولی ما ایرانیا رو به هم ؟ تا حالا دقت کردین وقتی نصف شب تلویزیون رو روشن می کنی ولوم تا ته زیاده ؟؟؟؟؟ تا حالا دقت کردین وقتی برمیگردیم خونه و میخوایم اون چیزی رو که جا گذاشتیمُ برداریم ، با زانو و با زحمت زیاد میریم تو خونه که فرش کثیف نشه ولی برگشتنش خسته می شیم با کفش از رو فرش رد می شیم؟ تا حالا دقت کردین صدای دزدگیر ماشینو همه میشنون بجز خود صاحب ماشین ! تا حالا دقت کردین ﺍﻳﻨـﺎﻳﯽ ﻛﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻴﺸﻴﻨﻦ ﺗﻮ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺣﺎﺿﺮﻥ ۴۵ ﺩﻗﻴﻘﻪ ﻛﻤﺮﺑﻨﺪ ﺍﻳﻤﻨﯽ ﺭﻭ ﺑﮕﻴﺮﻥ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺸﻮﻥ ﻭﻟﯽ ﺍﻳﻦ ﺑﻴﻠﺒﻴﻠــﻜِــﺸﻮ ﺟﺎ ﻧـﻨـﺪﺍﺯﻥ ! تا حالا دقت کردین وقتی تو صف پمپِ بنزین هستین و از یک صف به صف دیگری می رین، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی می شه؟! دقت کردین تو حراج مغازه ها مثلا نوشته “کلیه اجناس فقط ۲۰ هزار تومان” بعد دقیقآ اون چیزی که تو انتخاب میکنی قیمتش ۴۰ هزار تومانه!! تا حالا دقت کردین تا تقویم سال جدید می گیریم اولین چیزی که می بینیم تاریخ تولدمونه که ببینیم چند شنبه میشه ؟ تا حالا دقت کردین بعضی موقه ها از خواب پاشی میبینی یه مدل مو خود به خود درست شده که با هزارتا اتو و واکس و ژل مو هم نمیشه درست کرد !!! تا حالا دقت کردین وقتی دعواتون با یکی تموم میشه تازه جواب های بهتری به ذهنتون میرسه ؟!
طبقه بندی: فقط برای خنده، برچسب ها: تا حالا دقت کردین جدید، تا حالا دقت کردین91، [ پنجشنبه 18 اسفند 1390 ] [ 12:28 ق.ظ ] [ صادق جاویدان ]
دقت کردین هر موقع دارین سشوار میکشین، حتی اگه تو خونه تنها هم باشین، هی حس میکنین یکی صداتون میکنه؟ تا حالا دقت کردین تو فیلمهای ایرانی، همیشه وقتی طرف میفهمه بچهدار نمیشه، همه بچهها از ماشینهای بغلی و جلویی و عقبی باهاش بایبای میکنن و میخندن؟! تا حالا دقت کردین تمام مریضها توی فیلمها و سریالهای ایرانی، "انتهای راهرو، سمت راست" بستری هستن! تا حالا دقت کردین وقتی عجله نداری، همه چراغها سبزن و راهها خلوت؛ وقتی دیرت شده، همه چراغها قرمزند و راهها بسته؟ تا حالا دقت کردین هر وقت یه تیکه یخ از دستت افتاده روی زمین، با لگد زدی که بره زیر یخچال! تا حالا دقت کردین… مغز انسان پر کارترین جای بدنشه 24 ساعت در 365 روز سال رو کار میکنه؟؛ فقط وقتی متوقف میشه که ما وارد سالن امتحانات میشیم! تا حالا دقت کردین لذتی که در خوابیدن روی جزوه هست، تو خوابیدن روی تختخواب نرم نیست! تا حالا دقت کردین تنها زمانی مشتریها با لبخند وارد مغازه میشن که میخوان جنسی رو تعویض کنن یا پس بدن! تا حالا دقت کردین پدرمادرا تا میخوان شما رو صدا بزنن، اول اسم داداش یا خواهرتون را میگن؟ تا حالا دقت کردین تو جادههای ایران وقتی اسم انگلیسی شهر رو از روی تابلوها میخونین، بهتر متوجه میشین تا فارسیش رو؟! تا حالادقت کردین وقتی که خوشحالیم، بالاخره یه چیزی یا یه کسی پیدا میشه که سریع گند بزنه به خوشحالیمون؟ تا حالا دقت کردین وقتی میگن غصه نخور، آدم بیشترغصهش میگیره؟! تا حالا دقت کردین وقتی جوراب پاته، حتما دمپایی دستشویی خیسه! تا حالا دقت کردین موقع فوتبال نگاه کردن هشتاد دقیقه میشینین چشم تو چشم تلویزیون، هیچ اتفاقی نمیافته، یه دقیقه میری و میای، میبینی بازی 2-2 تموم شده! تا حالا دقت کردین هرچهقدر هم دلیل منطقی واسه خرید یه چیز داشته باشی، همیشه یکی اون نزدیکیها هست که بگه سرت کلاه گذاشتن عجیب؟! تا حالا دقت کردین وقتی پیاده باشی تاکسی گیرت نمیآد، اما وقتی با ماشین باشی، توی ترافیکی از تاکسیها گیر میکنی؟! تا حالا دقت کردین هروقت گرسنه میای خونه، اون شب اتفاقی غذا ندارین. اما یه شب که بیرون غذا میخوری، وقتی میای خونه میبینی غذای مورد علاقت رو درست کردن. تا حالا دقت کردین تو یه ظرف آجیل اولین چیزی که میخوری یه بادوم تلخه. تا حالا دقت کردین موقع درس خوندن پرزهای موکت هم واسه آدم جذاب میشه. دوست داری ساعتها بشینی بهشون نگاه کنی. تا حالا دقت کردین سر جلسه به دوستت که هیچی نخونده کل سؤالها رو برسونی و برگههاتون باهم مو نزنه، نمره اون بیشتر میشه. این از قوانین ثابت مورفی هستش، شک نکن! تا حالا دقت کردین اگه یک بار سر کلاس نری و استاد بگه جلسه بعد امتحانه، هیشکی بهت خبر نمیده! اما امان از اون روزی که یکی از اساتید حذفت کنه، شونصد نفر یادت میافتن و بابای گوشیت رو در میارن، از بس مسیج میدن: "فلانی! استاد گفت حذفی!" تا حالا دقت کردین برای موفق شدن تنها یک راه وجود دارد، اما برای شکست خوردن راههای زیاد؟ تا حالا دقت کردین اگه یه ماشین صفر بخری، هرچهقدر هم مواظبش باشی و سعی کنی جای مطمئنی پارکش کنی، بازم خط روش میافته، ولی ماشین کهنه داغونت رو بزار وسط اتوبان تهران ـ کرج، شب بیا سالم برش دار! تا حالا دقت کردین یه وقتهایی که خیلی عجله داری، اگه لاستیک هواپیما هم زیر ماشین انداخته باشی، میای میبینی 2 تاش پنچره! تا حالا دقت کردین دقیقا همون روزی که 5 دقیقه دیرتر بیدار شدی، تمام وسایلت مفقود میشن! تا حالا دقت کردین دقیقا وقتی جفت دستهات تا آرنج گریسی یا گِلی هستش، چشمت خارش میگیره! تا حالا دقت کردین اگر یک تاریخ برای شما خیلی مهمه، 10 روز قبل از اون یادتونه و دقیقا همون روز یادتون میره. 355 روز بعدش هم دارید حرص ازیادرفتنش رو میخورید. این قضیه فقط تا وقتی که اون تاریخ مهمه ادامه داره و بعدش برعکس میشه. تا حالا دقت کردین اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد؟ طبقه بندی: فقط برای خنده، [ سه شنبه 16 اسفند 1390 ] [ 11:53 ق.ظ ] [ صادق جاویدان ]
چند سالی میگذشت که دایره آبی قطعه گمشده خود را پیدا کرده بود. اکنون صاحب فرزند هم شده بود، یک دایره آبی کوچک با یک شیار کوچک. زمان میگذشت و دایره آبی کوچک، بزرگ میشد. هر چقدر که دایره بزرگ تر میشد شعاع آن هم بیشتر میشد و مساحت شیار که دیگر اکنون تبدیل به یک فضای خالی شده بود نیز بیشتر. آنقدر این فضای خالی زیاد شد و دایره ناراحت تر که ناچار برای کمک به سراغ پدر رفت و به او گفت: پدر شما چرا جای خالی ندارید؟
دایره دیگر از جست و جو خسته شده بود تا اینکه به یک قطعه مربع گمشده رسید، به او گفت شما قطعه گمشده من را ندیدید؟ دایره که دید قطعه گمشده خود را پیدا کرده سعی کرد او را در فضای خالی خود جا دهد اما نشد، بنا بر این او را با طناب به خود بست و خوشحال راه افتاد. حرکت کردن با یک قطعه که سبب بد قواره شدن دایره شده بود خیلی سخت بود ولی دایره تمام این سختیها را به جان خریده بود و با عشق حرکت میکرد. رفت و رفت ولی ناگهان گودال را ندید و داخل آن افتاد و گیر کرد. بخت به او رو کرده بود که قطعهی گمشدهاش قسمت بالای او بود و گیر نکرده بود. قطعه گمشده به او گفت: من را باز کن تا بروم و کمک بیاورم. قطعهی گمشده رفت و هیچ وقت برنگشت. دایره هم سالها آنقدر گریه کرد تا بیضی شد (لاغر شد) و توانست از گودال بیرون بیاید. دلش شور میزد که نکند اتفاقی برای قطعه گم شده افتاده باشد. دنبال او به هر سو رفت. تا اینکه بالاخره او را پیدا کرد. کاش هیچ وقت او را پیدا نمیکرد. نتیجه گیری اخلاقی : سعی کنید گول تکه های گمشده دروغی رو نخورید گردآوری: مجله آنلاین روزِ شادی طبقه بندی: عاشقانه ها، [ سه شنبه 16 اسفند 1390 ] [ 11:18 ق.ظ ] [ صادق جاویدان ]
[ سه شنبه 16 اسفند 1390 ] [ 11:02 ق.ظ ] [ صادق جاویدان ]
نفرین به عشق و عاشقی نفرین به بخت و سرنوشت به اون نگاه كه عشقتو، تو سرنوشتِ من نوشت! نفرین به من... نفرین به تو... نفرین به عشقِ من و تو! به ساده بودنه منو... به اون دلِ سیاهِ تو! طبقه بندی: عاشقانه ها، برچسب ها: خیانت، نفرین، دوست، یار، [ سه شنبه 16 اسفند 1390 ] [ 11:00 ق.ظ ] [ صادق جاویدان ]
اولین باری که عاشقت شدم یادته؟ "گندم" طبقه بندی: عاشقانه ها، برچسب ها: عاشقی، [ سه شنبه 16 اسفند 1390 ] [ 12:50 ق.ظ ] [ صادق جاویدان ]
گاهی با خود فکر می کنم "هستی" طبقه بندی: عاشقانه ها، [ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 09:21 ب.ظ ] [ صادق جاویدان ]
سردم شده است و از درون می سوزم... "نفیسه" طبقه بندی: عاشقانه ها، [ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 08:58 ب.ظ ] [ صادق جاویدان ]
چگونه می شود از خدا گرفت "هستی" طبقه بندی: عاشقانه ها، [ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 12:47 ب.ظ ] [ صادق جاویدان ]
کاش پلاک گردنت بودم...تا با هر تکونی که میخوردی...به قلبت یه بوسه میزدم... طبقه بندی: عاشقانه ها، برچسب ها: بوسه، [ یکشنبه 14 اسفند 1390 ] [ 09:30 ب.ظ ] [ صادق جاویدان ]
[ یکشنبه 14 اسفند 1390 ] [ 09:27 ب.ظ ] [ صادق جاویدان ]
در عمق آرزوی من است که در وجودت خانه ای داشته باشم حتی به مساحت یک "بـــــــــــــــاد"
طبقه بندی: عاشقانه ها، برچسب ها: احساسی، [ یکشنبه 14 اسفند 1390 ] [ 09:16 ب.ظ ] [ صادق جاویدان ]
"شـــــــانس" نام مستعار خداست آنجاکه نمیـــــــخواهد امضایــــــــــــــــــــش پای داده هــــــــایش باشـــد "مهسا" طبقه بندی: عاشقانه ها، برچسب ها: خدا، [ یکشنبه 14 اسفند 1390 ] [ 09:01 ب.ظ ] [ صادق جاویدان ]
|
| |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||